سر میز شام عروسی هول نزن.
==================
سر میز شام عروسی هول نزن.
مطمئن باش چه زیاد بخوری چه کم بخوری یه مقدار مشخص بیشتر با خودت حمل نخواهی کرد. باقی اش را دفع می کنی.
طمئن باش تمام لذتی که می بری با اولین جرعه آبی که خوردی از کامت و بعد از نیم ساعت از یادت می رود.
مطمئن باش چه نفر اول برسی و از بهترین ها بخوری و آن قدر بخوری که نتوانی نفس بکشی و چه نفر آخر باشی و غذای خیلی معمولی بخوری و اندازه بخوری، در هر دو صورت سیر می شوی و گرسنه نمی مانی.
پس حرص زدن برای چیست؟
وقتی می بینی یک سری وحشی دنیاپرست به جان دنیا افتاده اند و فکر می کنند اگر نکنند و نبرند عقب می مانند، تو یک لحظه اندیشه کن و آرام باش و سعی کن جو زده نشوی.

مالکیت
======================
شما مالک هستید یا غیر؟
شما مالک نفستان هستید یا نفستان مالک شما؟
شما اختیار شهوت و غضبتان را به عهده دارید یا شهوت و غضب هر وقت بیاید شما را به هر سو که باشد می کشاند؟
تا حالا توانسته اید به شهوت و غضبتان "نه" بگویید؟
تا حالا شده تصمیم بگیرید که یک مدت (مثلا چهل روز) شما مالک شهوتتان باشید و هر وقت شهوتتان به شما دستور داد ازش پیروی نکنید؟
چه کسی کنترل را گرفته دستش؟ اختیار دست کیست؟ شهوت؟

انسان می تواند ماشین نباشد
=================
انسان با کنترل املاکش می تواند ثابت کند که ماشین نیست، بلکه از ماشین بودن (به تدریج) در بیاید.
اگر انسان مدتی خودش را زیر نظر بگیرد و سعی کند خودش مالک باشد می تواند از ماشین بودن رهایی و نجات یابد.
ماشین چیزی است که از بیرون از خودش دستور بهش می دهند و اجرا می کند. انسان مختار چیزی است که از درون به بیرونش دستور می دهد و آنها را وادار به اطاعت از خود می کند.
انسانی که با وزش باد شهوت و غضب این سو و آن سو می شود از خودش اختیاری ندارد و مانند "برده"، "حیوان" و "ماشین" است.
انسانی که مالک نفس خودش است و او به شهوت و غضبش فرمان می دهد که چه زمانی و در چه محدوده ای شروع به فعالیت کنند و یا از فعالیت باز ایستند، انسان واقعی و قهار و قادر است.
فقط شهوت و غضب هم نیست. تمام شئون وجودی انسان می تواند مالک انسان باشد یا اینکه انسان مالک آنها باشد.
حافظه و یاد و خاطره یا خیال و صورت های مختلفی که در نظر انسان می آیند یا فکر انسان هم این گونه اند.
شده زمانی که به جای اینکه فکر شما را هر طور می خواهد ببرد، شما فکر را هر طور خواستید هدایت کنید؟؟؟؟
قدم اول به نظر می رسد برای بزرگ شدن "نه" گفتن به غیر است.

دست شستن از لذائذ دنیوی به صورت خودآگاهانه
==============================
بیایید برای اینکه ثابت کنیم کت تن کیست، یک مدت به برخی چیز ها نه بگوییم.
دنیا فریبنده است و انسان با اراده قدرت این را دارد که در برابر فریب زیبایی های دنیا بایستد و کمر خم نکند.
نمی گویم خودمان را بکشیم یا از تمام مواهب دنیا برای همیشه دور باشیم. بلکه می گویم مدتی تمرین کنیم که هر گاه لذتی دیدیم سست نشویم. نه قرار است به بدنمان فشار بیاید و نه قرار است که تمرین سخت و طاقت فرسا انجام دهیم. تنها به برخی چیز ها که خیلی علاقه داریم و ضروری نیست و نسبت به آنها احساس اسارت داریم، آزادانه مدتی "نه" بگوییم. ببینیم اصلا می توانیم این کار را بکنیم؟


 

اراده
===========================
اراده اول و آخر سعادت است. کسی که اراده ندارد فرزند دنیا است، سست و بی حال است و اجازه می دهد دیگران مملکت وجودی او را تاراج کنند و قدرت مقابله ای هم ندارد و نهایتا می بازد. هم به دیگران و هم به دنیا و هم به خودش.
و تاوان این باخت هم بسیار سنگین است: "همه چیزش"
کسی که از خود اراده ندارد، دیگری اداره امور زندگی اش را در دست می گیرد و کسی که مالک نفس خود نیست، دیگری تملک این نفس را به عهده می گیرد و کسی که حیوانی در خانه دارد و مواظبش نیست دیگری می آید و حیوانش را می برد، بلکه خود او را هم زنجیری به گردنش می اندازد و می برد.
پس اگر قرار است اختیار به دیگری داده شود، چه بهتر که انسان خودش اختیار خودش را آگاهانه دست گیرد و به دست دیگری دهد (دیگری که البته از خودش خود تر است).